Tuesday, April 11, 2006

مثنوی ناتمام





مثنوی ناتمام

عشق ! ای شوکت دیرین فراموش شده !
خوش قد و قامتم ! ای آ تش خاموش شده !

ای ز پا ، بر اثر تیغ فریب افتاده !
نیمه جان ، در شب بیغوله ، غریب افتاده !

آخر این خواب نه ، کابوس ، برای تو که دید ؟
این خط شوم پریشان به جبینت که کشید ؟

ای نگون بیرق خونین تو بر خاک ، ای عشق !
تو و خاک ؟ آی براورده ی افلاک ! ای عشق !

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home