مثنوی ناتمام

مثنوی ناتمام
عشق ! ای شوکت دیرین فراموش شده !
خوش قد و قامتم ! ای آ تش خاموش شده !
ای ز پا ، بر اثر تیغ فریب افتاده !
نیمه جان ، در شب بیغوله ، غریب افتاده !
آخر این خواب نه ، کابوس ، برای تو که دید ؟
این خط شوم پریشان به جبینت که کشید ؟
ای نگون بیرق خونین تو بر خاک ، ای عشق !
تو و خاک ؟ آی براورده ی افلاک ! ای عشق !

0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home